الّلهمَّ صلِّ على محمَّد وآل محمَّد
ورود به سایت
سایت خبری ، اجتماعی و فرهنگی بازتاب کوهیج » تحلیلی » سخن شما از زبان مدیر

سخن شما از زبان مدیر

در تاریخ : 12.11.91
توسط : Baztab
نظرات : 2
بازدیدها : 1018
گوشه ای از درد و دل همشهریان
 

 

هرچند بخواهیم از یادآوری گرفتاری های ریز و درشت منطقه و به ویژه روستای خودمان کوهیج، بگریزیم و ننویسیم، گویا مفری نیست.

 

هرگاه نوبت به نوشتن می رسد و بخواهیم سرآغازی بنویسیم، درمیان انبوه یاداشت های روزانه، کمتر مطالب امیدوار کننده ای یافت می شود. در این هنگام گاهی ولو یک در میان سکوت و ننوشتن را ترجیح می دهیم، به چند دلیل که کمترینش هم این است که گوش شنوایی وجود ندارد، اما خویشکاری رسانه ای و صنفی هم ایجاب می کند که دست کم بخشی از درد و دل های همشهریان را گزارش و بازگو کنیم.

 

همشهریان و دوستان بزرگوار با ایمیل، پیغام خصوصی در وب سایت، تلفن و حضوری سخنان زیادی دارند. در این قسمت ناگزیر به چند مورد اشاره می کنیم:

 

بسیاری از همشهریان از افزایش و گسترش رابطه ی نامشروع و ناپسندیده ی به قول خودشان مادی میان برخی مسئولین برای انجام امور روستا و اخذ مجوز و سرمایه گذاری و کارآفرینی با برخی افراد خاص، به راستی اندوهگین بودند که البته هر کدام از اینها نیز برای خود دلایلی داشتند که یکایک مختصرا آن را بیان کردند و بعضی از آنها بنابردلایلی تا حدودی به باورمان می نشست.

 

گرچه پایه ی این کارزشت و غیراصولی از سال های دور در محدوده ی تنگی میان اندکی مسئولین کم سواد با افراد طماع و نیز بین برخی افراد سودجو و با نفوذ که با بعضی مسئولین سودپرست نیز بده بستان دلال مابانه داشتند، ولی در دهه های گذشته، با افزایش دامنه فعالیت و اختیارات مسئولین تا حدودی این پدیده ی شوم روبه افزایش نهاده و حتی در برخی موارد گاها زشتی و قبح خود را نیز از دست داده است.

 

بدا به حال جوانانی که با دلی پر از امید برای اشتغال زایی و کارآفرینی پای در چنین راهی می نهند، غافل از اینکه او در این راه فقط وقت خود را هدر می دهد.

 

 دوستی در یک شهری نه چندان دور می گفت، دردمان را به کی بگوییم، وقتی برخی از مدیران نیز با سکوت خود، بر این جنایات صحه می گذارند.... دیگری می گفت که یک شخص از راه نرسیده در شهرشان، روز روشن دست به تصاحب زمین حومه زده است و برخی رجال را هم به ظاهر سهامدار کرده است و خوشبختانه گویا مسئولین پس از مدتی از بی مایگی آنان با خبر شده اند و دیگر کمتر گول می خورند.

 

به هرروی وظیفه مسئولین فرهیخته و کسانی که هنوز شیفته ی قداست روستا و خواستار حفظ شرافت و آوازه نیک آن هستند باید در برابر این پدیده های شوم بایستند.

 

دوستی دیگر از نوآوری نامیمون دیگری در روستا سخن به میان آورد. او گفت در روستای با فرهنگ ما هیچ وقت اعتدالی در کار نبوده است، یا افراط است یا تفریط.

 

روزی اگر کسی می خواست کاری را شروع کند، انصاف مردمان آن قدر بود که از تقلید کورکورانه بپرهیزند و یا حداقل مسافتی نسبت به آن شغل مشابه رعایت کنند. اما پس از سالها این فاصله و انصاف از بین رفت و می گویند ما مقید به حفظ فاصله و حفظ شما در بازار نیستیم هر کسی روزی خودش را می خورد!!

 

اما شکایت این همشهریان از این بود، که چرا اجازه می دهند هر دو شغل در یک روستای نه چندان بزرگ، در یک خیابان کنار هم باشد اگر انجام این کارها مغرضانه نبوده، بی گمان اجرای آن خیلی ناشیانه بوده است.

 

این همشهریمان می گوید، با قرض و وام و دستی و دادن چک های محل دار چند ماهه و یکساله، بیش از چند میلیون تومان برای یک مغازه متوسط در روستا خرج کردیم. با کمال شگفتی و تعجب، مسئولین در همان خیابان در چند متری درست در جوار من به یکی ازهمشهریان مجوز دادند. مگر نباید مسئولین برای صدور مجوز به مواردی چون شاخص جمعیتی و ... توجه کنند؟!

 

آیا چشم انداز آینده ی چنین سیاستی تیره و ناخوشایند نخواهد بود؟ آیا دیگر امیدی برای سرمایه گذاری و اشتغال زایی در روستا می ماند؟

 

مساله ی بعدی، وسعت حرص و سوادگری برخی از همشهریان را نشان می دهد. در گذشته اگر زمینی فروخته می شد برحسب قیمت تقریبا متعادلی این زمین به فروش می رسید و قیمت ها زیاد دور از تصور نبود و تاحدودی واقعی بود...

 

این روزها، ناامیدی مردم برای واگذاری زمین بنیاد مسکن حداقل برای دو سه دهه اخیر، نبض بازار زمین را تا حدودی به نفع زمین داران در دست گرفته و افزایش سرسام آور و کاذب قیمت زمین های موجود را در برداشته است و دلالان که نمی توان در این وسط از نقش آنها چشم پوشی کرد هرچه بیشتر برای این زمین داران مشتری بیاورند، سود بیشتری عایدشان می شود.  

 

این کار شکلی از سرمایه داری لجام گسیخته است. سال های پیشتر، فروش زمین با انصاف بهتر انجام می شد. انتخاب ها بیشتر بود. در حال حاضر مهمترین انگیزه هم برای این طماعی نیاز مردم است اما امروزه برای فروشندگان تنها یک معیار وجود دارد، آن هم سودآوری بیشتر است.

 

درد دل فراوان است. کاشکی مسئولان، رئیسان و مدیران وقتی برای شنیدن داشتند.

دسته بندی : تحلیلی
بازگشت
تلگرام
تگهای مطلب :
بازدید کننده گرامی ، بنظر می رسد شما عضو سایت نیستید
پیشنهاد می کنیم در سایت ثبت نام کنید و یا وارد سایت شوید .
 نظرات :
ميهمان
علی ع  در تاریخ : 15 بهمن 1391 09:33
دستت درد نکنه حرف دل ما رو زدی.
پاسخ  2
ميهمان
hossin  در تاریخ : 13 بهمن 1391 00:18
آفرین
درد دل فراوان است. کاشکی مسئولان، رئیسان و مدیران وقتی برای شنیدن داشتند.
پاسخ  1
 نظر دهید :
نام شما : *
ایمیل شما : *
نظر شما : *
  • bowtiesmilelaughingblushsmileyrelaxedsmirk
    heart_eyeskissing_heartkissing_closed_eyesflushedrelievedsatisfiedgrin
    winkstuck_out_tongue_winking_eyestuck_out_tongue_closed_eyesgrinningkissingstuck_out_tonguesleeping
    worriedfrowninganguishedopen_mouthgrimacingconfusedhushed
    expressionlessunamusedsweat_smilesweatdisappointed_relievedwearypensive
    disappointedconfoundedfearfulcold_sweatperseverecrysob
    joyastonishedscreamtired_faceangryragetriumph
    sleepyyummasksunglassesdizzy_faceimpsmiling_imp
    neutral_faceno_mouthinnocent
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی شود
جدید ترین تصاویر گالری